مجسمه سازی در فقه شیعه

نسبت به تحریم مجسمه سازی در دین اسلام ادعای اجماع شده است ولی در این کتاب ثابت می شود که:1- اختلاف در آیات و روایات، از مواردی است که وضوح حکم حرمت را با مشکل روبرو می سازد-2- در این مقال، مجسمه سازی از منظر یک هنر دیده می شود و با صرف نظر از عللی که در ظاهر برخی روایات است، امری جایز و مباح به شمار می آید- 3- با رشد عقلانی بشر، دیگر کسی برای پرستش و نه به عنوان تشبیه، مجسمه نمی سازد. بلکه آن را هدفی برای نشان دادن زیبایی و بیان هنر قرار می دهد و دید انسان مدنی به هنرهایی مانند ساخت تندیس، کنده کاری روی چوب و فلز و نقاشی، به عنوان هنرهای تجسمی است.

انسان از بدو آفرینش با دیدن طبیعت و مناظر، به زیبایی پی می برد که دوستی آن، در سرشت وی به ودیعت گذارده شده است. به علاوه او با استفاده از طبیعت دریافت که می تواند استعدادهای نهفته خویش را شکوفا کند و با گل و سنگ و هر چه قابلیت تبدیل شدن داشته باشد، اشکالی را بیافریند که ماندگار شود و خاطرات وی را زنده نگه دارد. این حس زیبادوستی وی و علاقه به حفظ و نگهداری خاطرات گذشتگان و بزرگانی که برای وی گویای صلابت، شجاعت، نیکی و احسان بودند، پا به عرصه اغراق و تقدس گرایی و تقدیس آثار گذاشت. لکن تقدس گرایی در هنر، دستاویز جاهلان و بی خردانی شد که برای ارضاء حس تقدس گرایی خود، به سوی این خلایق بی جان و بی اراده رفتند. ادیان مختلف الهی، به ویژه دین اسلام، با توجه به همین مسائل با چنین هنری مخالفت نمودند و شرع مقدس اسلام ساخت بت را حرام اعلام نمود؛ زیرا دیگر مجسمه را برای هنر نمی خواستند. بلکه این فعل، تشبیه و تجسیم خالق هستی به حساب می آمد.